شعر نو از بهاره ایمانی راد

 

قائم باشک که بازی کردیم
تو قائم شدی
و ما با شکّ پیدانکردنت
گرگ‌هایی
که هر چه گشتیم، پیدایت نکردیم
چشم گذاشتیم به روی نبودنت
و هی ماندیم و شمردیم و ماندیم و...
اما باز هم پیدایت نکردیم
آقا! این گرگ‌ها دیگر گرسنه نیستند
از فرط نبودنت رام شده‌اند
بازی را تمام کن
بگذار پیدایت کنیم

تک بیتی ناب از رهی معیری

تک بیتی زیبا

پای سروی، جویباری زاری از حد برده بود

های های گریه در پای تو ام، آمد به یاد...

تک بیتی ناب از صائب

تک بیتی ناب

ای گل شوخ که مغرور بهاران شده ای

خبرت نیست که در پی چه خزانی داری